سبد خرید شما خالی است
یادگیری در دانشگاه صرفا شامل کلاس و کتابهای درسی نمیشود بلکه دانشجویان به منظور رشد علمی و حرفهای به تجربههایی خارج از چارچوب کلاس و کتاب نیاز دارند. حضور در همایشهای علمی از مهمترین این تجربههاست. رویدادهایی که میتوانند مسیر یادگیری و آینده دانشجویان را به شکل بنیادین متحول نمایند. در این مقاله قصد داریم ابعاد مختلف این تحول را بررسی و نشان دهیم چرا شرکت در این گردهماییها از نظر آموزشی و حرفهای ضرورت دارد؟
معمولا کلاسهای دانشگاهی براساس یک برنامه مشخص و محدود طراحی میشوند. استادان یک سری سر فصلهای از قبل تعیین شده را تدریس میکنند و دانشجو موظف به یادگیری آنهاست. اما همایشهای علمی فرصتی به منظور مواجهه با جدیدترین پژوهشها، دیدگاهها و نظریهها فراهم مینمایند. در این فضا دانشجو با پرسشهایی رو به رو میشود که هنوز پاسخی قطعی ندارند، همین امر ذهن او را به سوی تفکر نقادانه و خلاقیت سوق میدهد.
به عنوان مثال، دانشجو ممکن است که در کلاس تنها درباره نظریههای یادگیری بخواند اما در یک کنفرانس آموزشی این امکان را دارد تا با پژوهشگران برجسته دیدار کند و از جدیدترین پژوهشهای رشته خود مطلع شود. این تجربه، باعث میشود درک او از موضوعات عمیقتر و از حالت منفعل خارج شود و به یک دانشجوی فعال تبدیل شود.
ارتباطات علمی در مسیر حرفهای جزء مهمترین سرمایههای دانشجو محسوب میشود. گردهماییها بستر مناسبی برا ارتباط دانشجو با استادان، پژوهشگران و دانشجویان دیگر دانشگاهها فراهم میکنند. این شبکهها میتوانند به همکاریهای پژوهشی، فرصتهای شغلی و حتی دوستیهای پایدار منجر شوند.
در دنیای امروز، موفقیت علمی صرفا به دانش فردی وابسته نیست، بلکه توانایی در ایجاد ارتباطات موثر و همکاریهای بین رشتهای نقش تعیین کنندهای دارد. دانشجویی که در یک گردهمایی علمی با پژوهشگر یا استادها آشنا میشود، ممکن است که بعدها در یک پروژه مشترک با او همکاری کند یا به وسیله همین ارتباط به فرصتهای شغلی دست یابد.
بسیاری از رویدادهای علمی فرصتی به منظور ارائه مقاله یا پوستر به دانشجویان میدهند. این تجربه، یک سری مهارتها مانند سخنرانی، دفاع از ایدهها و نوشتن علمی را تقویت مینماید. دانشجو یاد میگیرد چگونه یافتههای خود را به یک شکل روشن و قانع کننده بیان نماید.
دانشجویی که در کنفرانس مقالهای را ارائه میدهد، علاوه بر دریافت بازخورد مستقیم از متخصصان، اعتماد به نفسش نیز در بیان دیدگاهها افزایش مییابد. این مهارتها بعدها در مصاحبههای شغلی، جلسات کاری و حتی تدریس به کار او خواهند آمد.
همایشهای علمی معمولا چند رشتهای هستند و افراد با تخصصهای گوناگون در آنها شرکت میکنند. این تنوع رشتهای باعث میشود دانشجو با یک زاویه جدید به موضوعات نگاه کند. چنین مواجههای ذهن دانشجو را از محدودیتهای رشتهای رها میکند و به تفکر میان رشتهای سوق میدهد.
به طور مثال، دانشجوی مهندسی که در یک گردهمایی آموزشی شرکت مینماید، ممکن است با دیدگاههای جامعه شناسان یا روانشناسان درباره یادگیری آشنا شود و در پروژههای خود از این دیدگاهها بهره ببرد. چنین تجربهای، افقهای تازهای برای او میگشاید و مهارت حل مسائل پیچیده را به او میآموزد.
در یک جمع از افراد پرشور و علاقهمند به علم، یک انگیزه قوی به منظور ادامه مسیر یادگیری ایجاد مینماید. شنیدن داستانهای موفقیت پژوهشگران یا مشاهده دستاوردهای هم سالان، برای دانشجویان الهام بخش است. این تجربه مسیر آینده دانشجو را روشنتر میکند و او را به اهداف بلند مدت متعهد میسازد.
بسیاری از دانشجویان پس از شرکت کردن در همایشهای علمی تصمیم میگیرند مسیر حرفهای خود را تغییر دهند یا به شکل جدیتر دنبال کنند. این تغییر نگرش، جزء مهمترین دستاوردهای چنین رویدادهایی محسوب میشود.
به عنوان مثال، دانشجویی که در یک همایش علمی با نرم افزار جدید تحلیل داده آشنا میشود، میتواند آن را در پروژههای دانشگاهی خود به کار گیرد تا کفیت پژوهشهایش ارتقا یابد.
در جلسات پرسش و پاسخ دانشجویان به فرصتی دست پیدا میکنند تا پرسشهای خود را مطرح کنند. این تعامل، مهارتهای پرسشگری و تحلیل انتقادی را تقویت مینماید و دانشجو میآموزد که علم صرفا مجموعهای از پاسخها محسوب نمیشود، بلکه یک فرآیند پویا از پرسش و جست و جو است.
بعدها این مهارتها در پژوهشهای مستقل، نوشتن مقالات و حتی زندگی روزمره برای دانشجو کارآمد خواهد بود.
بسیاری از مشاغل علمی و آموزشی نیازمند توانایی در ارائه، ارتباطات موثر و همکاری گسترده هستند. رویدادهای علمی میتواند یک بستر مناسب برای تمرین این گونه مهارتها پیش از ورود به بازار کار باشند. تجربه چنین فضاهایی باعث میشود تا دانشجو با اعتماد به نفس بیشتری در مصاحبههای شغلی حاضر شود.
در گردهماییها یادگیری معمولا به شکل غیر رسمی است، دانشجو آزاد است تا موضوعات مورد علاقه خود را دنبال کند. این آزادی باعث میشود تا دانشجو حس مالکیت بر یادگیری داشته باشد. در واقع دانشجو به جای پیروی صرف از برنامه درسی، مسیر یادگیری شخصی خودش را میسازد.
شرکت در همایشها به دانشجو کمک میکند تا خودش را به عنوان یک عضو از جامعه علمی ببیند. چنین تجربهای، باعث شکل گیری هویت علمی او میشود و احساس تعلق به یک جامعه بزرگتر را در او ایجاد میکند. این احساس میتواند تعهد و انگیزه او به یادگیری مادام العمر را تقویت کند.
مهارتهای نرمی همچون مدیریت زمان، حل مساله و کار تیمی در همایشها تقویت میشوند. دانشجو میآموزد چگونه در محیطهای پرچالش و چند وظیفهای عملکرد موثری داشته باشد. کسب این مهارتها در کنار دانش تخصصی، ترکیبی قدرتمند برای موفقیتهای آینده ایجاد میکنند.
بسیاری از همایشهای بین المللی دانشجویان را با فرهنگهای علمی مختلف آشنا مینمایند، چنین تجربهای، دیدگاه جهانی و توانایی تعامل بین فرهنگی را تقویت میکند. دانشجو میآموزد که علم مرزی ندارد و همکاری جهانی به منظور حل مسائل پیچیده ضروری است.
همایشهای علمی علاوه بر اینکه رویدادهایی برای ارائه مقاله یا شنیدن سخنرانی نیستند، محیطهایی پویا و الهام بخشاند که میتوانند به طور بنیادین مسیر یادگیری دانشجویان را متحول نمایند. از تقویت مهارتهای ارتباطی و ایجاد شبکههای علمی گرفته تا الهام گیری و شکل گیری هویت علمی، همگی نشان دهنده این مساله است که حضور در این همایشها یک ضرورت آموزشی و حرفهای محسوب میشود.
دانشجویانی که شرکت در چنین رویدادهایی را جدی میگیرند، نه تنها دانش بیشتری کسب میکنند، بلکه نسبت به سایر دانشجویان خلاقتر، پرسشگرتر و آمادهتر برای آینده خواهند بود. به عنوان نکته پایانی، گردهماییهای علمی پلی میان یادگیری دانشگاهی و تجربههای واقعی زندگی علمی هستند، پلی که میتواند مسیر دانشجو را به شکلی اعجاب آور دگرگون نماید.